خورشـــید آشـــنا

با بهار دوباره میرویم...

 

 

غم شکست

 غصه آب شد

دلهره ترسید و رام شد

دی فسرد

گریه مرد

                    زین که بهاران رسید...                  

 

نوروزتان پیروز

 

+   khorshid-e-ashena ; ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

مهرگان فرخنده

همی گویم و گفته ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها


"پرستش به مستیست در کیش مهر
برونند زین حلقه هشیارها"

کشیدم در کوی دلدادگان
میان دل و کام دیوارها

چه فرهادها مرده در کوه ها
چه حلاج ها رفته بر دارها
بهین مهر ورزان که آزاده اند
بریزند از دام جان تار ها
به خون خود آغشته و رفته اند
چه گلهای رنگین به جوبارها
فریب جهان را مخور زینهار
که در پای این گل بود خار ها

+   khorshid-e-ashena ; ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

خانه سرخ است...

 

ادامه مطلب
+   khorshid-e-ashena ; ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

نوروز پیروز

به شادباش بهاران و سرزندگی زمین ، با شکوفه می آمیزم تا غرق گل شود هوای دلم ،

مست شراب طبیعت میشوم و مینوشم از باده گلگون لاله که خمار  گلخانه ام از سردی دی و زمستان تیره،

به تابندگی خورشید امیددارم و میدانم که جوانه های دلم امسال میرویند به آزادی ،به  آرامی به  آسانی،،،

+   khorshid-e-ashena ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

انتخابِ عشق

  

 

 گفت که سرمست نه ای،،،

 

 

 به این فکر میکنم که آیا این ما هستیم که عشق را برمیگزینم یا این عشق است که مارا برمیگزیند؟

 

 

 آیا همه مردمان عاشق میشوند؟،،، اگر چنین نیست ، آیا خودشان عشق را برنگزیده اند یا عشق به آنان روی نشان نداده  است؟

 

 

 پس آیا اساسأ انتخابی  برای عاشق شدن  و عاشق ماندن وجود دارد ؟ انتخاب بر وزن افتعال مانند سایر افعالی چون اشتیاق و انتظار و ....

 

 

 به این فکر میکنم که اگر عشق را به مصدر افتعال ببریم آیا میشود گفت: اعشیاق ؟؟!!!  عملی ارادی و انتخابی ؟... اگر عشق انتخابی نباشد پس بایستی در نهاد آدمی باشد و بخشی باشد از سرشت ایزد گون بشر ،  پس آیا آنان که  هرگز عاشق نمیشوند از جمله آدمیان نیستند؟؟؟

 

 

 نمیدانم حکم تقدس عشق ،  ماورائیست یا از ارزشیست که انسان  خود به آن میدهد.!

 

 

 نمیدانم چرا انسانها همه از عشق و اعتبار عشق دم میزنند حال آنکه در دوراهه انتخاب ، عشق میشود راه پر خطر و انسان عاقل نمیتواند عاشق باشد ... از شأن زیاد عشق است و ماهیت انسانی که توان درک آنرا ندارد و  میترسد از مواجه با نا دیده ها و استقبال از ناشناخته ها ، یا اینکه عشق  قصه دروغین دورانهاست و افیون خواب آلودگی مردمان ِ ساده لوح است و بازیچه ایست گذرا و فراموش شدنی؟؟

 

 آیا این از خودخواهی انسانهاست که میخواهند همیشه عاشق باشند و عشقشان را نگه دارند؟؟

  نمیدانم ...

 

اما میدانم  گرچه عشق نابودی خویش نیست اما نابود میسازد تمامی آنچه را که به اشتباه حجاب راه رسیدن به معشوق میشوند... و نیز به یقین میدانم که عشق با خودخواهی جمع نمیشود و انسانی که فقط خود را میخواهد ، عشق را نمیخواهد و  هیچگاه سرمست عشق نمیشود،،،

 

 

 

 از عشق زمینی میگویم و این را میدانم که آنکس که عشق را بر میگزیند از خود آزاد میشود و به دنیای جاودانه ای می پیوندد که لبریز از خواستن دیگری ست .میدانم که قلب عاشق پشتیبان و شجاع است و همواره برای سعادت و شادی معشوق می تپد. 

 

 

 این را نیز میدانم که عشق رهائیست و لذت کشف اسرار جهانیست ندیدنی... عشق معجزه ایست در آفرینش زیباترین تصویرها که از مرز جسم و صورت گذشته و ستایشگر گوهر وجودیست.. اساس هستی بر پایه عشق است و عشق بخشایشگریست بی همتا که با درد وجود انسان را صیقلی میسازد تا از ناپاکی رهائی یابد و تصویر زیبای خود و جهان اطرافش را در آن ببیند . با عشق انسان به جایگاه الهی میرسد و به سخن درمی آید که دنیای مادی تنها با عشق است که سزاوار زیستن میگردد...

 

+   khorshid-e-ashena ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

مهرگان

 

  جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی دهم مهر می باشد . این جشن فرخنده و زیبا در گذشته میان ایرانیان مقامی بسیار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ایرانیان نوروز را بواسطه پایان سرما و آغاز بهار جشن می گیرندمهرگان را نیزدر نیمه سال و با پایان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند آداب و رسوم آن بسیار شبیه به نوروز است و همانطور که نوروز را به پادشاه افسانه ای ایران جمشید نسبت می دهند مهرگان را نیز به فتح و پیروزی فریدون دیگر قهرمان ایرانی بر ضحاک نسبت داده می شود.

مهردر زبان سانسکریت بمعنی دوستی است و  در فرهنگ ایرانی مهر یا میترا به معنای فروغ خورشید و مهر و دوستی است . همچنین مهر نگهبان پیمان و هشدار دهنده به پیمان شکنان است. هم اکنون زرتشتیان در روز مهر از ماه مهر به آتشکده و نیایشگاه می‌روند . با تهیه خوراک‌های سنتی از یکدیگر پذیرایی می‌کنند و با نیایش و برنامه‌های فرهنگی مانند سخنرانی‌های ملی و آیینی سرود ، شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی بر پا می‌دارند .(آداب و رسوم مهرگان در ادامه مطلب) .

هر دو جشن مهرگان و نوروز از آثار درخشان و جاودان ایران زمین هستند و برماست که این دو میراث گرانقدر نیاکانمان را همچون دو گنجینه گرانبها سینه به سینه و نسل به نسل انتقال دهیم چرا که هویت و پهنای مرز ایران زمین را این دو جشن به وضوح نشان می دهد و هر کجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ایران است و هر که ایندو جشن با شکوه و زیبا را برگزار کند ایرانی.

 فرخنده باد مهرگان

ادامه مطلب
+   khorshid-e-ashena ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

شعرى از پابلو نرودا

ترجمه از احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .، 

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن
!
امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری
!
شادی را فراموش نکن

+   khorshid-e-ashena ; ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

نفس بهار

گوش کن

این صدای نفس خورشید است

که به مهمانی هر لحظۀ ما می آید

بازکن پنجرۀ قلبت را

لحظه ها می آیند

عشق هم می آید

عشق با ما میگوید

میشود بال کبوترها را

با دو خط شعر بهاری مرهم بگذاریم

با کبوترها

میشود پرواز کرد

میشود آن طرف دریاها

توی شهر خورشید

لانۀ تازه تری برپا کرد

+   khorshid-e-ashena ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()  
 

...

"شما همیشه در رنج و عذابید چراکه می خواهید چیزی ورای آنچه که هم  اکنون هستید باشید "

کریشنا مورتی

 

+   khorshid-e-ashena ; ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

واقعیت دنیا سفید ِ یا سیاه ؟ شایدم خاکستری ِ...؟

 دوباره مینویسم با امید که آخر این قصه رو هیشکی ندید ...

با عرض پوزش بسیار زیاد از همه عزیزانی که برای پست قبلی (با عنوان دوستت دارم) کامنت گذاشته بودند، متاسفانه اون پست به علت یک اشتباه حذف شد! امیدوارم این حقیر رو ببخشید و منو از نظرات با ارزشتون محروم نسازید.

 سفید میگه:                                                          سیاه میگه:

  

سفید : دنیا پر از پرنده های  قشنگه                              سیاه: هفت تیرهای کهنه ام پر از فشنگه

 سفید : تو زندگی زنده باشیم به امید                                  سیاه: پای خیال های واهی و باید برید 

 سفید :  آدمی بی مونس و همدم میمیره                               سیاه: دل آدم از این بی وفایی ها میگیره        

 سفید : کمک کردن به همو یادمون نره                          سیاه: چی؟ که فکر کنه از من سره؟ 

 سفید : دوست داشتن دلیل و منطق نمیخواد                       سیاه: به عاقلا این سبک سریها نمیاد

 سفید: تا میشه به عهدمون وفاداری کنیم                         سیاه: که وقتی اون رفت، گریه زاری کنیم؟

 سفید : دروغ نگیم، دلهامون پژمرده میشه                          سیاه: یه قطره هم از آبهای دریا کم نمیشه

 سفید: سرنوشت بهونه دل شکستن نیست                        سیاه : چاره ای برای راه رو بستن نیست

 سفید: یه کاری کنیم که همه آدما سفید بشن                          سیاه: برای بودن، آدما باید پلید بشن

 سفید: با این همه قرمزی چرا بشیم زرد؟                         سیاه : لعنت به این زندگی پر درد ...

+   khorshid-e-ashena ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir